|
تاريخچه مشت زني
ورزش مشت زني قدمتي بيش از نخستين دورههاي المپيک باستان دارد. شايد تولد اين ورزش زماني صورت گرفت که انسان ماقبل تاريخ با شگفتي و هراس فراوان ببر تيز دنداني را در برابر خود يافت و براي دفاع از جان خويش سنگي از زمين برداشت و مأيوسانه به دندان ببر کوفت. نخستين ضربه مشت بشر اوليه بصورت «سوينگ» يا ضربه دوراني بوده است. اين مطلب را کتيبه نويسان مصر باستان در چهار هزار سال پيش از ميلاد بوسيله ترسيم تصاوير سربازان فرعون در حال مشت زدن با مشت پناه يا چيزي شبيه دستکش بوکس- البته نه پنجه بوکس- نشان دادهاند.
|+| نوشته شده توسط a.esf در چهارشنبه 30 مرداد1387 و ساعت 16:25 نشانههاى ظهور
يكى از باورهاى مشترك ميان همه اديان الهى، اعتقاد به ظهور منجى و رهانندهاى است كه مىآيد و جهان را مملو از نور و نيكى مىكند. ظهور اين منتظر نيز با وقايع و حوادثى خاص توام است كه در منابع اديان مختلف، كم و بيش مشابهتهايى ميان آنها ديده مىشود. اين مقاله نگاهى تطبيقى به برخى نشانههاى ظهور در اسلام و مسيحيت دارد كه مورد بررسي قرار ميگيرد
|+| نوشته شده توسط a.esf در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت 22:26 میلاد امام زمان مبارک
سر غیبتپيش از آنكه فوائد و مصالح غيبت حضرت صاحب الزمان - أرواح العالمين له الفداء - سخن به ميان آوريم، بايد در نظر بگيريم كه تا كنون علوم و دانشهائى كه بشر از راههاى عادى تحصيل كرده به كشف تمام اسرار خلقت موجودات اين عالم موفق نشده و اگر علم، هزارها بلكه ميليونها سال ديگر هم جلو برود هنوز معلومات او در برابر مجهولاتش بسيار مختصر و ناچيز است و به گفته يكى از دانشمندان بزرگ، مثل «لاشىء» است در مقابل بى نهايت و اين در صورتى است كه ما علم تمام انسانها را به حساب آوريم. و اما اگر علم يك عالم، و دانش يك دانشمند را بخواهيم در نظر بگيريم اصلا قياس آن با اسرار و رازهاى كشف نشده خنده آور و نشانه جهل و نادانى است. جائى كه حضرت مولى امير المؤمنين(ع) مىگويد:«سبحانك ما أعظم ما نرى من خلقك و ما أصغر عظيمها فى جنب ما غاب عنا من قدرتك» «منزهى تو، بزرگ است آنچه را ما از آفرينش تو مىبينيم و چه كوچك است آن در جنب آنچه از قدرت تو از ماپنهان است».
|+| نوشته شده توسط a.esf در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت 22:13 پشت میز کارتان ورزش کنید
این روزها ما بیشتر وقتمان را پشت میز کار و خیره به صفحه مانیتور کامپیوتر میگذرانیم. در این ساعات مجبورید پشت تلفن با مشتری ها صحبت کنید، ایمیل ها را بخوانید، گزارش هایتان را تایپ کنید، یا یک پروژه را ارزیابی کنید. اینکه مجبورید اینهمه کار را باهم انجام دهید به این معنی نیست که نمی توانید چند دقیقه ای هم در روز برای خودتان وقت بگذارید.
ورزش های ساده ای هست که می توانید نشسته پشت میز کار یا ایستاده کنار آن انجام دهید. این ورزش ها به شما کمک میکند گردش خونتان را تقویت کنید تا ذهنتان هوشیارتر شود و هم بازده کاریتان و هم اعتماد به نفستان افزایش یابد. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط a.esf در سه شنبه 22 مرداد1387 و ساعت 8:31 اهميت سلامتي و تربيت بدن، از نظر فقه و سنّت
در آيين مقدس اسلام، بر خلاف بسياري از آيين هاي ديگر، بدن آدمي مورد تحقير نيست. اسلام بدن انسان را چيزي بي ارزش نمي شمارد، زيرا بدن انسان ابزار تکامل روح است. تحقير بدن، در حکم تحقير شخصيت آدمي است و کسي که مرتکب اين عمل شود، مستوجب کيفر و قصاص است. اسلام براي صحت و سلامتي، ارزش و اهميت ويژه اي قايل بوده و از اين رو فقه و سنّت اسلامي از مطالب و دستور العمل هايي در اين زمينه مملوّ است. از طرفي، رابطه تنگاتنگي بين ورزش و سلامتي وجود دارد، به گونه اي که به طور معمول کلمه "ورزش" به کلمه "تربيت بدني" عطف شده و گفته مي شود: "ورزش و تربيت بدني". يکي از مهم ترين عوامل اهميت ورزش در اين است که موجب "ايجاد، تقويت و يا حفظ سلامتي" مي شود؛ بنابر اين، چنان چه ورزش به گونه اي باشد که براي سلامتي انسان زيان آور باشد و يا ورزشکار آن قدر در راه ورزش به خود فشار آورد که سلامتي اش در مخاطره قرار گيرد، از نظر اسلام و همچنين عقلاني عالم، مردود خواهد بود در اسلام، احاديث و رهنمودهاي فراواني از بزرگان دين، جهت حفظ صحّت و تقويت بدن و پرداختن به آن، وارد شده است؛
|+| نوشته شده توسط a.esf در پنجشنبه 17 مرداد1387 و ساعت 7:57 دانستني هاي ورزش
بسمه تعالي دانستني هاي ورزش
اين مساله که ورزش موجب زياد شدن اشتها مي شود، موضوعي است که اغلب درباره آن اشتباه مي کنند. تحقيقات نشان داده است که فعاليت بدني بيشتر براي کساني که عادت به ورزش نداشته اند، تمايل آنها را به خوردن غذاي زياد کاهش مي دهد؛ بنابراين ورزش مي تواند در کم کردن وزن بدن ، عامل موثري به حساب آيد.
البته اين امکان وجود دارد، اما رژيم غذايي علاوه بر نسوج چربي ، مقداري از نسوج عضلاني را نيز از بين مي برد، اما اگر ورزش کنيد، چربي ها کمتر مي شود. با توام کردن ورزش با رژيم غذايي ، مي توان از وزن بدن کاست و سلامت و تناسب اندام به دست آورد.آيا با ورزشهاي بخصوص مي توان فقط چربي يک قسمت از بدن را کاهش داد؟نه ، چربي به طور کلي از تمام بدن کم مي شود، اما اين کم شدن در قسمت شکم بيشتر به چشم مي خورد. به عبارت ديگر شکم افراد بيشتر از پاها کوچک و لاغر ميشود.
متاسفانه وقتي افراد به سن رشد مي رسند، ديگر نمي توانند از شمار سلولهاي چربي بکاهند؛ ولي مي توانند به وسيله کمتر کردن حجم آن لاغر شوند. تحقيقات نشان داده است که غذاي نسبتا سالم توام با ورزش در سنين جواني ، از افزايش تعداد سلولهاي چربي جلوگيري مي کند. به همين علت است که والدين اطفال بايد مراقب سلامت بچه ها باشند و در مورد تغذيه و فعاليت بدني آنها، توجه لازم را به کار برند.
چربي به عضله و عضله نيز به چربي تبديل نمي شود. اگر زياد غذا بخوريد و کم حرکت کنيد، کالري هاي اضافي يعني بيش از آنچه بدن مصرف مي کند، اعم از مواد نشاسته اي و قندي و پروتئيني يا چربي ، به چربي تبديل مي شوند. اگر عضلات به کار گرفته نشوند، چروکيده و ضعيف مي شوند، اما به چربي مبدل نمي شوند. وقتي شما ورزش کنيد، نسوج چربي ضعيف تر و نسوج عضلاني بزرگتر و قويتر ميشوند.
عرق کردن زياد، بلافاصله از وزن بدن مي کاهد. علت آن از بين رفتن نسوج چربي نيست ، بلکه مربوط به کم شدن آب بدن است ، اما اين کم شدن وزن با نوشيدن آب فورا جبران مي شود. بنابراين بهتر است قبل از ورزش ، ضمن آن و يا بعد از آن ، به نوشيدن آب اقدام شود تا آب بدن کم نگردد.
|+| نوشته شده توسط a.esf در چهارشنبه 16 مرداد1387 و ساعت 7:37 واقعیت بعثت از نگاه اهل بیت علیهم السلام
بعثت پیغمبر اسلام یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام عالى نبوت و خاتمیت، حساسترین فراز تاریخ درخشان اسلام است. بعثت پیغمبر درست در سن چهل سالگى حضرت انجام گرفت. پیغمبر تا آن زمان تحت مراقبت روح القدس قرار داشت، ولى هنوز پیك وحى بر وى نازل نشده بود. البته قبلا علائمى ازعالم غیب دریافت مىداشت، ولى مامور نبود كه آن را به آگاهى خلق هم برساند.
در آن زمان میان مردم قریش و ساكنان مكه رسم بود كه سالى یك ماه را به حالت گوشه گیرى و انزوا در نقطه خلوتى مىگذرانیدند.(1) درست روشن نیست كه انگیزه آنها از این گوشه گیرى چه بوده است، اما مسلم است كه این رسم در بین آنها جریان داشت و معمول بود. نخستین فرد قریش كه این رسم را برگزید و آن را معمول داشت عبدالمطلب جد پیغمبراكرم بود كه چون ماه رمضان فرا مىرسید، به پاى كوه حرا مىرفت، و مستمندان را كه از آنجا مىگذشتند یا به آنجا مىرفتند، طعام مىداد. (2) به طورى كه تاریخ اسلام گواهى مىدهد، پیغمبر نیز پیش از بعثت به عادت مردان قریش، بارها این رسم را انجام می داد. از شهر و غوغاى اجتماع فاصله مىگرفت و به نقطه خلوتى مىرفت و به تفكر و تامل مىپرداخت. پیغمبر حتى در زمانى كه كودك خردسالى بود، و در قبیله دایه اش تحت مراقبت دایه خود، «حلیمه» قرار داشت نیز از بازى كردن با بچهها دورى مىگزید و به كوه حرا مىآمد و به فكر فرو مىرفت. (3) بنابراین انس وى به «كوه حرا» بى سابقه نبود. در مدتى كه بعدها در «حرا» به سر مىبرد، غذایش نان و زیتون بود، و چون به اتمام مىرسید، به خانه بازمىگشت، و تجدید قوا مىنمود. گاهى هم همسرش خدیجه برایش غذا مىفرستاد. غذایى كه در آن زمانها مصرف مىشد، مختصر و ساده بود. (4) پیغمبر چند سال قبل از بعثت، سالى یك ماه در حرا به سر مىبرد و چون روز آخر باز مىگشت، نخست خانه خدا را هفت دور طواف مىكرد، سپس به خانه مىرفت. (5) كوه حرا امروز در حجاز به مناسبت این كه محل بعثت پیغمبر بوده است، «جبل النور» یعنى كوه نور خوانده مىشود. حرا در شمال شهر مكه واقع است، و امروز تقریباً در آخر شهر در كنار جاده به خوبى دیده مىشود. كوههاى حومه مكه اغلب به هم پیوسته است و از سمت شمال تا حدود بندر«جده» واقع در 70 كیلومترى مكه و كنار دریاى سرخ امتداد دارد. این سلسله جبال كه از یك سو به صحراى «عرفات» و سرزمین «منا» و شهر «طائف» و از سوى دیگر به طرف «مدینه» كشیده شده است، با درهها و بیابانهاى خشك و سوزان و آفتاب طاقت فرساى خود شاید بهترین نقطهاى است كه آدمى را در اندیشه عمیق خودشناسى و خداشناسى و دورى از تعلقات جسمانى و تعینات صورى و مادى فرو مىبرد. كوه حرا بلندترین كوههاى اطراف مكه است، و جدا از كوههاى دیگر به نحو بارزى سر به آسمان كشیده و خودنمایى مىكند. هر چه بیننده به آن نزدیكتر مىشود، ابهت و جلوه كوه بیشتر مىگردد. از آن بلندى در زمان خود پیغمبر قسمتى از خانههاى مكه پیدا بود، و امروز قسمت زیادترى از شهر مكه پیداست. قله كوه نیز در پشتبامها و از درون اطاقهاى بعضى از طبقات ساختمانهاى مكه به خوبى پیداست. «غار حرا» كه در قله كوه قرار دارد، بسیار كوچك و ساده است. در حقیقت غار نیست، بلکه تخته سنگى عظیم است که به روى دو صخره بزرگترى غلت خورده و بدین گونه تشكیل دهنه غار حرا را داده است. دهنه غار به اندازه ای است كه انسان مىتواند وارد و خارج شود. كف آن هم بیش از یك متر و نیم براى نمازگزاردن جا دارد. غار حرا جایى نبوده كه هر كس میل رفتن به آنجا كند، و محلى نیست كه انسان بخواهد به آسانى در آن بیاساید. فقط یك چیز براى افراد دوراندیش در آنجا به خوبى به چشم مىخورد، و آن مشاهده كتاب بزرگ آفرینش و قدرت لایزال خداوند بى زوال است كه در همه جاى آن نقطه حساس پرتو افكنده و آسمان و زمین را به نحو محسوسى آرایش داده است! براساس تحقیقات انجام شده، پیغمبر مانند جدش عبدالمطلب در پاى كوه حرا فىالمثل در خیمه به سر مىبرده و رهگذران را پذیرایى مىكرده و فقط گاه گاهى به قله كوه مىرفته و به تماشاى جمال آفرینش مىپرداخته است كه از جمله لحظه نزول وحى، در روز 27 ماه رجب بوده است. اما پیغمبر قبل از بعثت هم حالاتى روحانى داشته و تحت مراقبت روح القدس گاهى تراوشاتى غیبى مىدیده و اسرارى بر آن حضرت مكشوف مىشده است. هنگامى كه پانزده سال بیش نداشت، گاهى صدایى مىشنید، ولى كسى را نمىدید. هفت سال متوالى بود كه نور مخصوصى مىدید و تقریباً شش سال مىگذشت كه پیغمبر زمزمهاى مىشنید، ولى درست نمىدانست موضوع چیست؟ چون آن اخبار را براى همسرش خدیجه بازگو مىكرد، خدیجه مىگفت: « تو كه مردى امین و راستگو و بردبار هستى و دادرس مظلومانى و طرفدار حق و عدالت هستى و قلبى رؤوف و خویى پسندیده دارى و در مهمان نوازى و تحكیم پیوند خویشاوندى سعى بلیغ مبذول مىدارى، اگر مقامى عالى در انتظارت باشد، جاى شگفتى نیست. (6) هنگامى كه به سن سى و هفت سالگى رسید میل به گوشه گیرى و انزواى از خلق پیدا كرد، چندین بار در عالم خواب، سروش غیبى، سخنانى به گوشش سرود، و او را از اسرار تازهاى آگاه ساخت، بعدها نیز در پاى كوه حرا و میان راههاى مكه بارها منادى حق بر او بانگ زد. در هر نوبت صدا را مىشنید ولى صاحب صدا را نمى دید! در یكى از روزها كه در دامنه كوه حرا گوسفندان عمویش ابوطالب را مىچرانید، شنید كسى از نزدیك او را صدا مىزند و مىگوید: یا رسول الله! ولى به هر جا نگریست كسى را ندید. چون به خانه آمد و موضوع را به خدیجه اطلاع داد، خدیجه گفت: امیدوارم چنین باشد. (7) روز بیست وهفتم ماه رجب محمد بن عبدالله مرد محبوب مكه و چهره درخشان بنى هاشم در غار حرا آرمیده بود و مانند اوقات دیگر از آن بلندى به زمین و زمان و ایام و دوران و جهان و جهانیان مىاندیشید. مىاندیشید كه خداى جهان جامعه انسانى را به عنوان شاهكار بزرگ خلقت و نمونه اعلاى آفرینش خلق نموده و همه گونه لیاقت و استعداد را براى ترقى و تعالى به او داده است. همه چیز را برایش فراهم نموده تا او در سیر كمال خود نانى به كف آرد و به غفلت نخورد. ولى مگر افراد بشر به خصوص ملت عقب مانده و سرگردان عرب و بالاخص افراد خوش گذران و مال دوست و مال دار قریش در این اندیشهها هستند؟ آنها جز به مال و ثروت خود و عیش و نوش و سود و نزول ثروت خود به چیزى نمىاندیشند. شراب و شاهد و ثروت و درآمد، ربا و استثمار مردم نگون بخت و نیازمند، تنها اندیشهاى است كه آنها در سر مىپرورانند... اینك «او» درست چهل سال پر حادثه را پشت سر نهاده بود. تجربه زندگى و پختگى فكر و ارادهاش و استحكام قدرت تعقلش به سرحد كمال رسیده، و از هر نظر براى انجام مسئولیت بزرگ پیامبری آماده بود. در تمام قلمرو عربستان و دنیاى آن روز جز او چه كسى بود كه از جانب خداوندِ عالم شایستگى رهبرى خلق را داشته باشد؟ رهبرى كه سرآمد رهبران بزرگ و گذشته جامعه انسانى باشد، و انسانهاى شرافتمند بر شخصیت ذاتى و تربیت خانوادگى و سوابق درخشان و ملكات فاضله و صفات پسندیده او صحه بگذارند؟ او نوه ابراهیم بت شكن، خلیل خدا و اسماعیل ذبیح و فرزند هاشم سید و سرور عرب و نوه عبدالمطلب، بزرگ و داناى قریش است. پدر در پدر، و مادر در مادر، شكوفان و درخشان و فروزان بود. او از سلامتى كامل جسم و جان برخوردار بود كه نتیجه وراثت صحیح و سالم است. وراثتى كه پدران پاك و مادران پاك سرشت برایش باقى گذارده بودند. به طورى كه دنیاى جاهلیت هم با همه پلیدى و تیرگى و تاریكیش، نتوانست آن را آلوده سازد، و چیزى از شرافت و حسب و نسب او بكاهد. (8) |+| نوشته شده توسط a.esf در سه شنبه 8 مرداد1387 و ساعت 9:1 |
آمار بازدید کنندگان
|

